![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
من و تنهایی
دوباره من و تنهایی هم خونه ی هم شدیم و هیچ کس نیس که سری بزنه به این دل غم دیده!!! نشنو!دلت رو ان قدر صاف کن که فقط بتونی حس کنی...نشنو...حرف نزن...منو نگاه نکن... فقط دنیا رو نگاه کن! من کیم؟ می دونی؟دلم تنگه!دلم تنگه برای دنیایی که خودم ساختم و گم شدم توش... دلم تنگه برای... عشق تنها کلمه ایه که دلت رو میشوره از آلودگی ها! می شوره از زندگی تلخ و غم های پی در پی... دلت رو صاف کن تا زنده بمونی........................................................ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 اسفند1389ساعت 19:38 توسط me |
|
|
در را گشودم
با چمدونی مشکی پشت در ایستاده بود با چشمانی اشکبار نگاهش کردم نگاهم را به نگاهش گره زدم با چشم تعقیبش کردم دلم پر از درد بود او نمی توانست بفهمد من در این روزنه ی سرد تنها و بی کس رانده شده از دنیا چگونه زندگی کردم او فقط خود را می دید دنیای پشت سرش من را شاید ولی درون من درون قلب من پر بود از کینه و خشم و یک روز آخر این کینه از دلم بیرون می ریزد و می فهمی که من در نبود عشقم در نبود تو در دنیا غریبه بودم و آشنایان من کسانی که مرا حتی در آن زمان ترک نکردند اشک و آه بودند و تو خواهی فهمید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 آذر1389ساعت 12:28 توسط me |
|
|
من
تنهاو گرفته در شبی سرد نشستم تنها و در گوش باد ترانه ای را آرام زمزمه کردم برلب آری! آن شب سرد و بی روح من نشسته بودم و در روبرویم پنجره ای بود پنجره ای بود از جنس سرما از جنس بی کسی و مرا و من تنها را به سمت سیاهی شب می برد و هیچ کس نبود و هیچ چیز نبود غیر از من و من من گم شده ازخود در جست و جوی خودم کسی که هیچ گاه خودش را نیافت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 آذر1389ساعت 17:49 توسط me |
|
|
و از پنجره به دریا زل زدم
دریایی که به نظرم مظهر پاکیست و یه رنگی... و زندگی... با همه ی موج ها و تلاطم ها و آرامی ها و خودم را جستم در آن سوی دریا تنها و نیازمند نیازمند به وجود کسی که بتوانم با بودن در کنارش آرامش را و حس آرام بودن را احساس کنم و هنوز هم خیره به دریا به دنبالشم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 آذر1389ساعت 14:7 توسط me |
|
|
و در آن آبی آسمان در زیر سقف زندگی با کوله باری از امید حرکت کردم به سوی آینده به سوی آینده ای روشن آینده ای که حد اقل خودم روشن می دیدمش و در میان گل های زیبایش و خار های بی روحش چرخیدم و خود را بدون سرپناه و مستقل از هرگونه وابستگی رها کردم و ندانستم انتهای این راه این راه سرد یا گرم چیست و من در کجا و در چه زمانی به دنبال چه می گردم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 آذر1389ساعت 18:50 توسط me |
|
|
و در ميان نگاه هاي زيباي تو غرق شدم
غرق در دريا دريايي از عشق دريايي از محبت دريايي از رويا و ندانستم که شايد اين تنها يک روياست رويايي شيرين که تو براي من ساخته اي و من در ميان اين دريا يا شايد هم رويا غرق شدم غرق در اميد غرق در زندگي و غرق در آرزو آرزوهايي براي زندگي زندگي خودمان زندگي من و تو و عشقمان و اين ها را تنها از نگاه تو از اولين نگاه تو دريافتم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 21:13 توسط me |
|
|
و در آن روز
که آسمان مي گريست و تندباد مي وزيد ياد او افتادم و در آن روز که خورشيد چشمان زردش را به زمين دوخته بود و نسيم شاخه هاي گل هاي رز و مريم را نوازش مي کرد و دريا موج هايش را براي پابوس به زمين مي فرستاد او رفت و در آن روز که آسمان به گريه هايم خنديد و سبزه ها گل ها را در آغوش کشيدند و غنچه ها باز شدند او گم شد و ديگر پيدا نشد و لا به لاي ابرهاجاي او بود و در روياها و در خيال ها او بود او با من بود... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 مهر1389ساعت 6:10 توسط me |
|
|
و در این زمان نگاهی اندک بر تو انداختم
بر تو که نگاه زیبایت را از من دریغ می کنی بر تو که یک کلمه ی کوچک از آن همه کلمات زیبایت را از من دریغ می کنی بر تو که دوست داشتنت را از من دریغ می کنی بر تو که آغوش پرمهرت را از من دریغ می کنی و من تنها و بی کس از روزنه ای تنگ نفس می کشم تنها به امید یک نگاه تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 مهر1389ساعت 13:41 توسط me |
|
|
وتو شب تاریک من را به سپیدی صبح مبدل کردی و زشتی من را به زیبایی و ناراحتی مرا به خوش حالی و تنفر من را به عشق و بدی مرا به خوبی ای عشق جاودان من من تنها تو را نیاز دارم دراین شب های سرد تا سرما را برای من گرما کنی و این جا را برایم زیبا کنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 شهریور1389ساعت 18:33 توسط me |
|
|
و وقتی چشم گشودی
و این دنیای سیاه را دیدی و تازه فهمیدی در کجا هستی پشیمان از راه آمده بدون توانایی برگشت رویت را به آن سو برگرداندی و ناگهان دو فرشته دو گل یا دو پروانه ی زیبا دیدی که تو را تنها نمی گذارند و اطمینان پیدا کردی که تو را دوست خواهند داشت و در این دنیا ی غریب بهترین همراه و دوست تو خواهند بود تقدیم به مادر و پدر عزیزم!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 شهریور1389ساعت 13:5 توسط me |
|
|
سلام!امروز تولدمه.
یه کم خوش حالم البته بعضی وقت ها خاطرات بدی هم هستن که ما رو عذاب میدن... در هر صورت اگه خدا بتونه یه دعای منو قبول کنه میگم سلامتی رو به همه ی ما بده. تولدم مبارک!!! این هم یه کادو ی کوچولو به خودم: |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 شهریور1389ساعت 10:38 توسط me |
|
|
تو که می دانی
من در این سختی راه و در این ناراحتی های شدید طاقت مقابله ندارم ودر مقابل این همه رنج کشیدن تو طاقت بودن ندارم پس نگاه زیبایت را به نگاهم گره بزن تا شاید کمی آرامش بگیرم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 شهریور1389ساعت 10:59 توسط me |
|
|
و ناگهان در کنار این جاده
توقفی کوتاه کردم تا کمی بیندیشم تا به شروع این جاده فکر کنم و به چگونگی این راه وبه تو و به این عشق پردردسر و به این شادی های بی انتهایی که با تو دارم و به این غم های پایان ناپذیر و به همه چیز و در کنار این جاده نشستن عیب نیست وبودن باتو عیب نیست و این عشق عیب نیست... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 18:40 توسط me |
|
|
و از این روزنه ی کوچک وتنگ
بیرون را می نگرم که چگونه برگهای سبززرد می شوند و زیبایی تبدیل به زشتی می شود و این اتاق تنگ و تاریک بی روح می شود و قلب های تپنده ی کوچک و گرم سرد سیاه می شوند و عشق ها جای خود را به نفرت می دهند و ما در این راه می میریم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 16:22 توسط me |
|
|
در این تایکی دنیا در این دنیای جان فرسا فقط یک در این جا بود دری از جنس آدمها در رو آرام باز کردم عشق تنها آنجا بود میان قلب های تاریک فقط این قلب تنها بود دلم آرام نمی شد در آن سکوت و تنهایی ولی کسی ز دور آمد کسی از جنس بی تایی میان این همه غوغا دلم عشق را پذیرفت دلم او را نشان کرد و در دریا ی عشق گم شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 22:18 توسط me |
|
|
سلامی به زیبایی این دنیا سلامی به ستاره های زیبا سلامی به زندگی تاریک آدم ها سلامی به لطافت ابرها سلامی به من و تو و ما سلامی به عشق ما عشق من و تو در رویا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 شهریور1389ساعت 18:42 توسط me |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ با عشق تقدیم تمام خوانندگان عزیز به خصوص کسی که از همه چیز و همه کس برای من عزیز تر است.
|
| پیوندها |
|
روناک کیمیا king-fun goruh musighie n2m ملیسا شیطون عشق مرده hadis |
|
RSS
|